تبليغاتX
islamyar.com اسلام آيين برادري سايت شد

تولد يك سايت

بنام خدا       سلام

به خاطر  حجيم شدن وبلاگ اسلام آيين برادري  تبديل

به سايتislamyar.com شد و به عنايات خداوند متعال

و حضرت مهدي (عج) و حضرت فاطمه (ع)فعاليت را 

ادامه خواهيم داد.  قدمتان روي چشمانم باد..

يارعلي مريد حضرت محمد (ص)و حضرت مسيح تحريف نشده و مچ گير پولس وكساني دين مسيح را فراموش كرده و براي انحراف جهانيان دين مسخ شده پوليست يا همان بت پرستي و ميترائيسم را  رواج مي دهند. و براي اين كار مجبورند از عقل بگذرند .واي به حال كسي كه از اين مرحله بگذرد  ديگر چه برايش مي ماند . برايش جز شعار  دروغيني كه تو فقط بگو عيسي  خداست همه چي حل ميشود  . صداي شيطان از ان به بعد و وسوسه به جاي الهام دين انسان مي شود .در حالي كه در اروپا كليساها تعطيل مي شوند  شرقيان را به بي عقلي دعوت مي نمايند . مي خواهي نگاه كن به اين تناقض و جوابهايشان

  مثل اين مطلب

    الف:یهویاکین هشت ساله بود که پادشاه اورشلیم شد.(تواریخ ایام 36: 9).


این مخالف است با

ب: یهویاکین 18ساله بود که پادشاه اورشلیم شد. (:سفر دوم ملوک : 24:

8

نوشته شده توسط یارعلی در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 12:6 بعد از ظهر | لینک ثابت |
عبس و تولي محمد ص نيست 

بن ام مكتوم مردى نابيناپيشواى بزرگ مسلمانان به خوبى مى دانست كه بت پرستى بسيارى از مردم ، جنبه تقليدى و پيروى از سران قبيله است و ريشه محكمى در دل آنها وجود ندارد، هرگاه انقلابى در ميان سران به وجود آيد و موفق گردد كه يكى دو نفر را با خود هم آهنگ سازد بسيارى از مشكلات را حل خواهد نمود. از اين رو اصرار زيادى در اسلام آوردن وليد بن مغيره - كه بعدها فرزند او (خالد بن وليد) از سران لشكر و كشور گشايان مسلمان گرديد - داشت ، زيرا كهنسال ترين و با نفوذترين شخص بود كه در ميان قريش عظمت و فرمانروايى داشت و او را حكيم عرب مى خواندند و نظر او را در موارد اختلاف محترم مى شمردند.

روزى پيامبر در فرصت مناسبى با او سخن گفت ، درست همان موقع اين ام مكتوم كه مردى نابينا بود حضور پيامبر رسيد و تقاضا كرد كه مقدارى قرآن بر او بخواند و در تقاضاى خود اصرار زياد نمود. اين مطلب بر رسول خدا گران آمد زيرا معلوم نبود كه چنين فرصتى بار دگر بدست آورده و بتواند در محيطى آرام با حكيم عرب سخن بگويد، به همين جهت از ابن ام مكتون روى برگردانيد و چهره درهم كشيد و او را ترك گفت . اين جريان گذشت ولى پيامبر در اين وضع فكر مى كرد كه 14 آيه زير كه در آغاز سوره عبس ‍ قرار گرفته نازل گرديد، اينك ترجمه قسمتى از آنها را مى آوريم :
چهره درهم كشيد و پشت بگردانيد كه چرا مرد نابينايى نزد وى آمد تو چه مى دانى شايد قلب او با پذيرفتن اسلام پاك گردد و تذكر به او سود دهد؟ اما آنكه بى نيازى نشان مى دهد تو بدو اقبال مى كنى با آن كه اگر اسلام نپذيرد بر تو گناهى نيست اما آنكه شتابان نزد تو آمده و مى ترسد، تو از او غفلت مى ورزى چنين مكن كه اين قرآن تذكرايست هر كه خواهد آن را ياد (102) گيرد!!....
http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/talkh/m-130004.htm


نوشته شده توسط یارعلی در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:21 قبل از ظهر | لینک ثابت |
پولس و تثليث

شرح احوال و افكار پولس در كتاب اعمال رسولان و نامه هاى او موجود است ؛همچنين در آغاز و انجام انجيل برنابا از وى به شدت انتقاد شده است .(54) برخى احاديث اسلامى نيز پولس را مسئول گمراهى مسيحيان مى دانند.(55) در گذشت پولس در حدود 64 تا 67 م . بوده است .

به اعتقاد مسيحيان و محققان اناجيل همنوا چند دهه بيش از انجيل يوحنا نوشته شده اند. انجيل يوحنا قريب سال 100 م . نوشته شده است ، يعنى 30 سال بعد از مرگ پولس ، زمانى كه افكار وى مسلط بوده است . با يك مقايسه اجمالى بين محتويات سه انجيل همنوا از يك سو و انجيل يوحنا از سوى ديگر، بروشنى معلوم مى شود كه اناجيل همنوا از يك سو و انجيل يوحنا از سوى ديگر، بروشنى معلوم مى شود كه اناجيل همنوا در مورد حضرت عيسى (ع ) چندان غلو نمى كنند، اما در سراسر اين انجيل اخير مطالب غلوآميزى مانند الوهيت آن حضرت وجود دارد. مثلا مى گويد علت مخالفت يهوديان با عيسى آن بود كه وى خود را خدا مى خواند (يوحنا 10:31 - 38).
در سخنانى كه از حضرت عيسى مسيح (ع ) در اناجيل چهارگانه ثبت شده ، آن حضرت بارها با تعبير ((خداى من )) از خداى عزوجل ياد كرده است . مثلا در يوحنا 20:17 مى خوانيم : ((نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما مى روم .)) همچنين نماز و عبادت و التجاى وى به درگاه خدا را آورده اند. مخصوصا اينكه وى پيش از دستگيرى ، طى چندين مرحله به درگاه خدا تضرع كرده است و در متى 27:46 و مرقس ‍ 15:34 مى خوانيم كه آخرين سخن عيسى بر دار اين بود كه فرياد زد: ((الهى الهى ، چرا مرا واگذاردى ؟.))

3-12- تثليث 
كلمه ((تثليث )) هرگز در كتاب مقدس مسيحيان وارد نشده است و نخستين كاربرد شناخته شده آن در تاريخ مسيحيت به سال 180 م . باز مى گردد. البته به تصور مسيحيان ، ريشه هاى مفهوم سه گانگى در عهد جديد احساس مى شود و عبارت اعطاى حق تعميد در پايان انجيل متى ، آن را صريحا بيان كرده است : ((ايشان را به اسم اب و ابن و روح القدس ‍ تعميد دهيد.))
نويسندگان عهد جديد عادت دارند خدا را پدر بنامند. اين اصطلاح از يهوديت آمده است . به گزارش انجيلها، عيسى به شاگردان خود تعليم داد كه در دعاهاى خويش ، خدا را پدر آسمانى بخوانند (متى 6:9). همچنين عيسى گفت : ((نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما مى روم )) (يوحنا 20:17).
نويسندگان مسيحى عرب براى فهميدن رابطه عيسى و خدا و بيان اين رابطه از مفهوم حلول و اتحاد در آثار صوفيان بهره مى گيرند. به علت وجود همين رابطه ويژه ، عيسى پسر خدا خوانده شده است كه البته مسيحيان از آن تولد جسمانى نمى فهمند؛ زيرا انديشه فرزند داشتن خدا در اسلام و مسيحيت به يك اندازه ممنوع است .
آشنايي با اديان بزرگ الهي حسين توفيقي 
نوشته شده توسط یارعلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت 6:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 طومارهاي بحرالميت افشا نمودند

در قرون اخير عده اى از دانشمندان غربى مشاهده كرده اند كه بين عقايد مسيحيان و اديان هندى تشابه عجيبى وجود دارد. آنان در مطالعات خود متوجه شدند كه عقايد تثليث ، فدا، تصليب و ساير مسائل اعتقادى مسيحيان عينا در مذاهب بت پرستان وجود داشته و در اعتقادات بنى اسرائيل سابقه اى نداشته است .

دانشمندان محقق ، حتى در برابر جمله هايى از انجيل ، عبارتهاى مشابهى در كتابهاى هند و بودايى يافتند كه حيرتشان را برانگيخت . آنان ديدند كه حتى لقبهاى گوسفند خدا، فرزند خدا، بردارنده گناهان ، فدا شونده و غير اينها كه به مسيح (ع ) اطلاق مى شود، در آن مذاهب نيز هست و چون سابقه تاريخى آن اديان بيشتر است ، دانشمندان نظر دادند كه اعتقادات و اصطلاحات مسيحيان در اين باب بايد از آن اديان گرفته شده باشد.

در سال 1947 در بيابانهاى فلسطين ، در غارهايى بر كرانه بحرالميت ، طومارهايى كشف شد كه يك جنبش فكرى را در باب مسيحيت پديد آورد.ين طومارها كه شامل بخشهايى از كتاب مقدس و تفاسير و ادعيه است ، حدود 2000 سال قدمت دارد يعنى خط آنها در حدود عمر حضرت مسيح (ع ) نوشته شده است .

http://www.imamjawad.net/htm/far/library/adyan/adyan007.asp#link181

آشنايي با اديان بزرگ الهي حسين توفيقي صص 170-171


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یارعلی در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 ساعت 4:36 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
" style=color:#678>Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar