تبليغاتX
islamyar.com اسلام آيين برادري سايت شد

عتبار كتاب مقدس را از سه ديدگاه 1. ديدگاه كلسيا؛ مسلمانان .
مسيحيان نسبت به كتاب مقدس (عهد عتيق و عهد جديد) نظرى كاملا موافق دارند و تمام القاب و احترامات شايسته يك كتاب آسمانى را نسبت به آن روا مى دارند و تعبيراتى مانند كتاب خدا و وحى در مورد آن كتب معمول است . دانشمند معاصر، توماس ميشل مى نويسد:مسيحيان معتقدند كه خداوند كتابهاى مقدس را به وسيله مؤ لفانى بشرى نوشته است و بر اساس اين اعتقاد مى گويند كه كتابهاى مقدس يك مؤ لف الهى و يك مؤ لف بشرى دارند. به عبارت ديگر، مسيحيان معتقدند كه خدا كتاب مقدس را به وسيله الهامات روح القدس پديد آورده و براى اين منظور مؤ لفانى از بشر را براى نوشتن آنها بر انگيخته و آنان را در نوشتن به گونه اى يارى كرده كه فقط چيزهايى را كه او مى خواسته است ، نوشته اند.

مسلمانان توجه مى كنند كه اعتقاد مسيحيان در اين باب با عقيده اسلامى اختلاف دارد. از نظر مسيحيان خدا مؤ لف نهايى كتاب مقدس است ، جز اينكه اين عمل را از طريق مؤ لفان بشرى كه كارگزاران وى بوده اند، به انجام رسانده است . مؤ لفان بشرى كه كارگزاران وى بوده اند، به انجام رسانده است . مؤ لفان بشرى كتاب مقدس هر يك در عصرى خاص ‍ مى زيسته و به رنگ زمان خود در آمده بوده اند. همچنين اين مؤ لفان ، مانند

http://www.imamjawad.net/htm/far/library/adyan/adyan006.asp#link175


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یارعلی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 ساعت 12:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
تحريف كتاب مقدس 

يكى از مسائل مورد نزاع ميان كلام اسلامى و كلام مسيحى مساءله تحريف است . قرآن مجيد در دهها آيه به نازل شدن تورات و انجيل (و نه اناجيل ) تصريح مى كند: ((...و ما انزل التوراة و الانجيل # من قبل للناس و انزل الفرقان ...)) (آل عمران : 3-4).مسلمانان از ديرباز معتقد بوده اند تورات و انجيل كه خدا نازل كرده است ، دستخوش تحريف قرار گرفته و مسائلى مانند بشارت به ظهور حضرت ختمى مرتبت (ص ) از آنها حذف و خرافاتى چون جسمانيت خداى متعال به آن افزوده شده است .

اهل كتاب تحريف كتاب خود را نمى پذيرند و از اين ادعا خشمگين مى شوند. آنان با اشاره به نسخه هاى خطى حدودا 2000 ساله عهد عتيق و نسخه هاى خطى حدودا 1600 ساله عهد جديد كه در موزه ها و كتابخانه هاى مهمجهان نگاهدارى مى شود، مى پرسند تحريف تورات و انجيل در چه زمان و چه مكان و با چه انگيزه اى انجام گرفته است ؟ علما و محققان اسلامى پاسخهايى مى دهند، ولى پاسخهاى مذكور بر اعتقاد به نزول تورات و انجيل استوار است . اين عقيده براى مسيحيان غرابت دارد و نمى خواهند بپذيرند كه حضرت عيسى (ع ) كتابى داشته است .
با يك مراجعه به تورات و اناجيل به آسانى مى توان دريافت كه آن كتب فعلا به شكل قرآن كريم نيست و به يك كتاب تاريخ شباهت دارد. در تمام چهار انجيل يك سطر عبارت منسوب به وحى وجود ندارد. سخنان حكمت آميز منقول در اناجيل نيز به شخص عيسى منسوب گشته و در واقع احاديث آن حضرت است . آن كتب به گونه اى نوشته شده است كه اگر عنوان ((انجيل )) از صفحات آن محو شود و براى مطالعه در اختيار مسلمانى قرار گيرد، ذهن وى ابدا به كتاب انجيل معهود متوجه نخواهد شد.

خود مسيحيان آن كتابها را نوشته انسانها مى دانند، ولى براساس ‍ معيارهاى كلامى خويش به آن ارزش الهى مى دهند و به مسلمانان مى گويند كتاب آسمانى بيش از اين نيست . پس قبل از هر چيز بايد مواظب باشيم كه به اصطلاح معروف ((از پاپ كاتوليكتر نشويم !)) حقيقت اين است كه مسيحيان هنگامى كه چهار انجيل را به دست ما مى دهند و از ما مى خواهند آن را بپذيريم ، نمى گويند اين كتاب از حضرت عيسى (ع ) است ، بلكه همان طور كه ديديم ، مسيحيان به طور عادى معتقدند اين كتاب پس از آن حضرت و براى بيان رسالت وى تنظيم شده است . در اسلام پيامبر مبين قرآن مجيد است ، ولى در مسيحيت اناجيل مبين حضرت عيسى (ع ) هستند.

از كتاب آشنايي با اديان بزرگ جهان حسين توفيقي


نوشته شده توسط یارعلی در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 11:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |

رمز عقب افتادگي مسلمانان

نوشته شده توسط یارعلی در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 10:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |
منتظران  پارقلیطا  منتظر انسان بودند نه فرشته

بنام خدا

درود بر اخرين رسول خدا و بر آل او 

مسيحي ها براي فرار از اين سوال كه كسي كه قرار بود مسيح او را بفرستو تا مسيح ع نرود او نمي ايدكيه چرا نيامد چرا هميشه با ما نماند چرا همه چيز را به ما نگفت مجبورند بگويند منظور روح القدس است

در حالي كه روح القدس همون وقت هم بوده  و قبلاً هم بر آنان نازل شده و به اونا مطلب در دربار پادشاهان ياد مي داد .براي مطالعه بيشتر به اين آدرس ها مراجعه شود 

 

http://islamyar.blogfa.com/post-329.aspx

http://islamyar.blogfa.com/cat-696.aspx

http://islamyar.blogfa.com/post-714.aspx

ولیم میور مسیحی در فصل دوم از باب سوم کتاب لب التاریخ که در سال 1848 به چاپ رسید می نویسد:

بعضی گفته اند که منتس مدعی گردید که من فارقلیطا هستم یعنی روح القدس و چون مرد پرهیزکار و شدید الریاضه بود مردم پذیرفتند و رسالت او رابا ایمان زیاد قبول کردند. کلمۀ "یعنی روح القدس" از تفسیرهایی است که مورخ اضافه کرده است. منتس که مردی مرتاض بود در سال 177 میلادی در آسیای صغیر ادعا کرد که من همان فارقلیطا هستم که مسیح از آمدن آن خبر داده است.

و نیز گوید: یهود و نصاری در زمان محمّد صلی الله علیه و آله به انتظار پیغمبر موعود پارقلیطا بودند و از این زمینه مساعد نفع عظیم برای محمّد حاصل شد و گفت: من همان پارقلیطای موعود انجیل هستم.

 نجاشی مسیحی پادشاه حبشه در جواب نامۀ حضرت پیغمبر گفت: این همان پیغمبر موعود است که اهل کتاب در انتظارش بوده اند.

 و نامۀ قیصر روم که نوشت: می دانستم که بعد از عیسی پیغمبری مبعوث خواهد شد ولی گمان نمی بردم که از میان اعراب برخیزد بلکه می پنداشتم که از شامات ظهور خواهد کرد.

 در میان مسیحیان مدعیان چندی پیدا شدند و ادعای نور جدید و الهام کردند. از جمله هرماس از اهل روم، و بعدها در ایران از میان مسیحیان ایرانی نژاد، مانی نقاش نصرانی شد و به جایی رسید که او را رئیس کشیشان نامیدند. او با بت پرستان و یهود مباحثاتی نمود ولی بعدها مذهب جدیدی همچو عقیدۀ زرتشت اختراع کرد و خود را فارقلیط موعود نامید. منابع: نراعی مزگانی، ص 252 ، چاپ انتشارات نور جهان از نسخه ای که در سال 1930 به قلم جمال الدین مسیحی نوشته شده است و تاریخ کلیسا، ص 203، نوشتۀ میلر، چاپ آگوست پریس در لبپسگ آلمان در سال 1931

این بود قسمتی از شواهد اینکه یهود و نصاری در انتظار پیغمبر موعود بودند بلکه آن را پارقلیطا می نامیدند.

http://anis-al-alaam.blogfa.com/


نوشته شده توسط یارعلی در شنبه 5 اردیبهشت1388 ساعت 6:33 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 در مورد اعراب   صَّابِئُونَ و صابئین

برخي مسيحيان به تقليد از علي دشتي  از وابستگان در بار پهلوي نوشته بودند كه در قران اعراب صابئون غلط است زیرا واو را عاطفه گرفته و چون  الصَّابِئُونَ  عطف به دو عبارت قبلش شده است و   هر دو در محل نصب می باشند و به دلیل اینکه جمله هستند  و الذین مبنی است  اعراب نمی پذیرند اما محلاْ منصوب می باشند و صائبون نیز می بایست منصوب باشد زیرا عطف به ان دو شده است وباید  اعرابش آشکار  ( به ین)می شد  یعنی صابئین باید باشد  نه صائبون

ان الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (69)

چنانچه ایه دیگری داریم که منصوب آمده است سوره البقرة (2): آيه 62]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (62)
 [ترجمه‏]
براستى كسانى كه ايمان آورده‏اند و كسانى كه يهودى و نصرانى و صابئين‏اند هر كدام بخدا و دنياى ديگر معتقد باشند و كارهاى شايسته انجام دهند پاداش آنها نزد پروردگارشان است نه بيمى دارند و نه غمگين شوند (62)

 

تفسير: در این باره دو نکته مهم است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یارعلی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت 0:5 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
" style=color:#678>Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar