جا ن بی ناس می نويسد: پولس حواری را غالبا دومين موسس مسيحيت لقب داده اند و مسلما او در اين راه تلاش بسيار کرد و فرقه طرفداران اصول و شرايع را مغلوب ساخت ولی اهميت او بيشتر ازاين جهت است که وی اصول الهيات و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد که سبب شد نصرانيت عالم گير شود. از اين جهت بزرگ ترين خدمت را در تحول غربی، پولس انجام داده است[12]. او صريحا اعلام کرد که ديگر عمل ختان وجوبی ندارد و همچنين رعايت حلال وحرام در طعام وشراب ضرورت نخواهد داشت و افراد بشر را به نجس وطاهر نبايد تقسيم کرد و در سراسر قضايا فرقه متعصبان و پای بندان به شريعت موسوی در کليسای اورشليم با پولس حواری اختلاف و نزاع پیدا کردند.[13]
از جمله کسانی که عقيده دارند مؤسس حقيقی مسيحيت کنونی نه حضرت مسیح که پولس است، دانشمندانی چون بيری و ويلز است. ويلز در کتاب Out lin of history می گويد:" بسياری از دانشمندان معاصر پولس را مؤسس حقيقی مسيحيت می دانند"[14].
بر اثر تحريفاتی که پولس در مسيحيت به وجود آورد ، از همان ابتدا حواريون با وی به مخالفت برخاستند.
اختلاف میان پولس و پطرس تا آنجا گسترده بود که کليسای رم در سال ۹۵ م. مجبور به مداخله جهت پايان بخشيدن به اختلافات اين دو جناح شد. پولس که حضرت عيسی(ع) را درک نکرده بود و نزد هيچيک از حواريون وی هم شاگردی نکرده بود تا مسيحيت را از آنان بياموزد، برای آنکه تعليماتش زيرسئوال قرار نگيرد که تو این تعلیمات را از کجا آورده ای , ادعا میکرد
بقیه مطلب در وبلاگ مسحیت سید محمد احسانی ببینید
http://www.sayedehsani.blogfa.com/
تثلیث
اقنومهای مسیحی مانند اقا نیم کافران قبل از مسیح
قران مجید پس از نقل مسئله باطل تثلیث می فرماید:..یهودیان گفتند عزیز ابن الله است وونصاری گفتند مسیح پسر خداست. این سخن{باطلی} است که بر زبان می آورند وبه گفتار کسانی که پیش از این کافر شدند شباهت دارد.{ هم اینان} علما وراهبان خود رو مسیح پسر مریم را به جای خود اربابان خود گرفتند با اینکه دستور داشتند جز خدای یگانه را نپرستند او منزه است از آنچه شریکش می سازند.
سوره توبه آیات 31-30 .
سپس در ادامه می فرماید می خواهند نور خدا را بادهان خود خاموش کنند ولی خداوند نمی گذارد تا نور خود را کامل کند هرچند کافران خوش ندارند..ای کسانی که ایمان آورده اید قطعاًبسیاری از علمای یهود و راهبان اموال مردم را به ناحق می خورند و{آنان را از راه خدا باز می دارند ... و سپس از عذاب آنان می گوید.
توبه 35-34
اگر خداوند سه جز داشت 124000 پیامبر قبلی وظیفه داشتند که به پیروانشان اطلاع دهند در حالی که جز اناجیل تحریف شده کسی به سه خدا قایل نشده است و مثال مثلث و غیره و علم اعداد از چند هزار سال پیش به طور پیشرفته بوده است چیزی نبوده که نفهمندآنها و ما بفهمیم
اقنوم ها در بودا وبرهما
و قبل از مسیحیت در عقاید براهمه و بوداییان و کتب ایشان چناکه پطرس بستانی در دایره المعارف ذکر کرده استنامبرده در جزء 5- ص 375. گفته که(برهم) نزد هندوان معبود اول است ووبسیاری اوقات برهم را براقانیم سه گانه یی که ثالوث هنود از آن تشکیل شده است اطلاق شده است اطلاق می کنندو آن اقانیم عبارتند از برهما و ویشنو و سیوا و به برهم فتیش می گویند
اما برهما همان معبود اول هندوان است بعد از آنکه شروع در اعمالش کرده است و آن اقنوم اول از خدای سه گانه هندی است به این معنی که برهم از خود در سه اقنوم ظاهر می شود هر دفعه دراقنومی ظاهر می شود ،اولین اقنومی که در آن ظاهر میشود برهما است دوم ویشنو و سوم سیوا سپس تجسدی که آنان قائلند ذکر کرده و در ص 376 القاب سیورا نزد هندیان بیان کرده است وگفته سیوا نزد ایشان ملقب به سید، ورب، خالق و منتقم است ودر ص 259 اموری را که بوداییان در تجسد بودا وحالات وی قائلند ذکر کرده:
1- تصمیم بوی در آسمان هفتم به نجات دادن و انتخاب کردن ولادت از (مایا) در حالی که باکره بود.
2- امتحان شیطان (مارا) او را در حالی که او معبود محبت و گناه مرگ بود و غلبه یافتن بر سحر وترسهای مارا
3- هنگام ظهورش برای اجرای اعمال خود مردان و زنان از تمامی اصناف برگرد وی فراهم آمده و اکثر حکام و رعایای ایشان او را متابعت کردند (نگ. الهدی الی دین مصطفی اثر بلاغی ره وترجمه فارسی آن اسلام آیین بر گزیده صص580-579.
تاريخ جاهليت (2)
تاریخ جاهلیت قسمت دوم: <جناب آقای یاسر اسماعیلی منبع:http://www.hedaayat.blogfa.com/post-90.aspx
۸:وضعیت ازدواج و زنان در نزد عرب جاهلی :
به طور کلی دیدگاه مرد عرب جاهلی نسبت به زن تحقیر آمیز و منفی بود. آنها زن را ضعیف العقل و صرفاً ابزاری برای زایش و تولید مثل مردان جنگی می دانستند. لذا زن نازا را طرد می کردند و کنیز نیز نزد آنان ارزشی نداشت و مورد تعدّی جنسیّتی بوده و به این خصیصه معروف بود؛ اما اگر زنی پسر می آورد مقام و محبوبیت می یافت و با 10 پسر ممرد سعد العشیرة و زن نسبت السعد می شد؛ لذا حتی برخی قبایل مثل بنی تمیم دختران را زنده به گور می کردند و علت این امر هم ترس از اسارت زنان در جنگها و ننگ و عار دانستن آن برای ناموس خود، ترس از گرسنگی به علت قحطی ها، ترس از ابتلای آنها به برخی امراض خاص و ... بود.
ازدواج در نزد آنها هم انواع مختلفی داشت؛ صداق ازدواج با مهریه، خواستگاری و رسمیت عرفی خویشانوندی بود، ازدواج با اسیران و کنیزان که با صرف اسارت حاصل می شد، ازدواج با اماء که با نفس خرید آنها حاصل می شد، ازدواج با زن بابا یا خواهر زن، ازدواج شعار یا مبادله که با تعویض دختران یا کنیزان همراه بود، ازدواج رهط که ازدواج گروهی با یک نفر جهت تأمین مخارجش، ازدواج معاشقه ای ولو با زن همسردار، ازدواج استبضاع که مرده همسر، خود را خواستگار مردی قوی می نمود تا از او فرزندی قوی بیاورد و ازدواج مضادّه زن بیوه یا غیر بیوه جهت تأمین مخارج خود که عمدتاً در قالب زنا بود، از دیگر موارد این ازدواجهاست.
[1] پژوهشی در سیره نبوی ص 284
تعدّد زوجات در نزد آنها تا یازده مورد می رسید که به علل شهوانی، تأمین معاش زن، اهداف سیاسی در ارتباط با سایر قبایل، ازدیاد فرزند، کثرت زنان جامعه و ... رخ می داد. آنان ازدواج با اقربا و نزدیکان قومی عشیره ای خصوصاً پسر عمو، دختر عمو را ترجیح می دادند، هر چند بعضاً به دلایل تقویت رابطه قبایل حلیف و هم پیمان ازدواجهایی بین آنها صورت می گرفت؛ از جمله شاخصه های ازدواج در عرب جاهلی، بکر بودن دختر، و لود بودن او و کفو بودن نسبی بوده است.
۹:نظام جنگی عرب جاهلی :
نظام قبیله مبتنی بر جنگ است و بدون آن زندگی ننگ است؛ در نظر آنان اگر دیگران را استضعاف نکنی خود ضعیف می شوی و لذا نام جنگهای خود را در زمره ایام العرب نهادند و اساساً تقویم خود را بر اساس همین جنگها و ایام العرب شکل می دادند. علت اصلی جنگ ها و اختلاف بر سر تصاحب منابع طبیعی و چاههای منطقه، کینه پردازی های مستمر آنان و خشونت ذاتی طبع آنان و حس خونخواهی قبیلگی، بزرگنمایی قبیلگی و یا قراردادهایی در هم پیمانی با یکی از قبایل طرفین جنگ بود. پیامد جنگهای مختلف آنان ایجاد حلف ها و قراردادهایی از سوی قبایل کوچک تر با قبایل قوی و یا اتحاد قبایل ضعیف و قوی شدن آنان، تأثیر ماههای حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) جهت استراحت و آرامش از جنگ در آنها و نیز جابجا کردن زمان این ماهها به برخی از ماههای دیگر تحت عنوان نسئ جهت تحلیل جنگ در ماههای حرام مطابق امیال خود می باشد.
در عقیده آنان فرد کشته شده روحش به شکل مرغی درآمده و دائماً فریاد انتقام بر سر قبیله خود می زند و چون قبیله قاتل هم تسلیم فرد قاتل را عاری برای خود می دانند، درگیری مقدّسی بین آنها شکل می گیرد.
۱۰:ویژگی های فرهنگی اخلاقی عصر جاهلی :
عرب جاهلی دارای صفات اخلاقی ذمیمه متعددی بود؛ قتل و غارت و روحیه تعدی و ظلم در آنان بسیار بالا بود و به طور کلی معتقد به الحق لِمَن غلب بودند، شرب خمر و شهوت رانی و انعکاس آن در اشعار خود، تبعیّت از رویه آباء و اجداد، افتخار به نسب و شرافت خانوادگی، سنت استلعاق فرزند و یا قطع رابطه با
ادامه مطلب

