یک معجزه با مدرک از امام رضا (ع )
بنام خدا
اقای ثابتی کارمند بانک مشهد و خواهرش هر دو به سرطان خون دچار می شوند. و خواهر می میرد اما برادر ادامه به معالجه می دهد. البته در طول مدت معالجه علاوه بر شیمی درمانی هر دو کلیه نیز در اثر برق زدن از دست می دهد و دیالیز می شود و قلبش نیز در اثر حرکت با هواپیما در اسمان دچار مشکل شده و از دستگاه پیجر استفاده می کنند.
تمام پزشکان ایرانی که می رود بالاخره جوابش می کنند به آمریکا نزد پزشک آندرسون می رود
اندرسون می گوید کاریزیادی برایش نمی توانم بکنم .
بعد از مدتی به خانواده اش می گوید این مریض درز فلان تاریخ سال 74 می میرد
او را به ایران می آورند.
مادرش که زنی مومن و نماز شب خوان است اصرار می کند که هر شب او را به حرم امام رضا ع ببرند و این کار تا 27 شب ادامه می دهند ایشان روی ویلچر بودند و فلج شده بودند.
تا شب 27 حال و هوای خاصی به ثابتی دست می دهد و با قبر امام درد دل می کند. ناگاه می بیند که از قسمت بین زنها و مردها امام رضا ع آمدند و به ایشان می گوید بایست و وی می گوید نمی توانم ولی ناخود آگاه می ایستد و آمام ع می فرماید می بینی که ایستاده ای. اطرافیان چند نفر دیده بودند که در ان لحظه نوری به طرف او آمد.
ایشان را به اتاق خدام می برند و خدام حرم زنگ می زنند به دکتر متخصص وی که ثابت شود راست می گوید
دکتروی ا می گویند تکانش ندهید او می میرد.
خدام می گوید شفا گرفته است.
دکتر مربوطه به حرم می آید در حالی که ثابتی در ماشین گذاشته اند و مردم به دنبال او می دوند و از جمله ان دکتربا بی کفش دنبال ماشین حامل وی می دود .
دکترها جمع شده و آزمایش می کنند قلب کلیه ها خون همه و همه سالم و حتی لکنت زبان مادرزادی او هم بر طرف شده است.
یک دکتر شش امامی هماونجا بوده که از خدا می خواست این دروغ باشد . اما آزمایشها همه سلامت وی را ثابت می کنند.
به اندرسون امریکایی خبر می دهند . وی می گوید شما می خواهید انقلاب خود را صادر کنید
ولی وقتی یک نفر را می فرستد و آزمایشهای خود را انجام داده و هویت وی را هم ثابت می کند و به سفارت سویس حافظ منافع آمریکا می برد و تایید می کند و به امریکا می برد.دکتر اندرسون پس از دیدن مدارک قبول کرده و پیام تبریک می فرستد و می گوید من یک روز به ایران می آیم .
تمام مدارک پزشکی این شفا در منزل اقای ثابتی موجود است هر کس شک دارد مراجعه کند
منبع: سخنانی اقای ثابتی برای طلاب خارجی مستقر در ایران که سی دی ان را داشتم

تولد امام رضا ع مبارک باد
یک دسته گل هدیه دارم
منبع عکسhttp://www.sahelekhoda.blogfa.com/

شنا سنامه امام رضا (ع)
تولد امام رضا ع مبارک باد
یک دسته گل هدیه دارم
منبع عکسhttp://www.sahelekhoda.blogfa.com/

شنا سنامه امام رضا (ع)
بسمه تعالی
نام : علی نام پدر : موسی بن جعفر نام مادر: نجمه
تاریخ تولد: پنجشنبه 11 ذیقعده سال 148 ه . ق
شهادت: آخر صفر 203 ه . ق در سن 55 سالگی در سنا باد نوقان که امروز یکی از محله های مشهد است
زندگی : قبل از امامت 35 سال از 148- 183
بعد از امامت 20 سال (17 سال در مدینه سه سال در مشهد )
طاغوت های زمانشان : هارون(10 سال) – امین (5 سال)– مامون( 5 سال)
1-چرا امامرضا ع ولی عهدی مامون را پذیرفت ؟
ج1: دلیل ان را چنین گفته اند: امام ع هرگز به پذیرش ولایت عهدی راضی نبودند و بتا جایی که دعا نمودند : خدایا اگر نجات من از آنچه در ان هستم به وسیله مرگ است همین لحظه مرگ مرا برسان .(ترجمه ارشاد مفید ج2 ص 257)
ج 2- توسط خود حضرت در پاسخ عده ای :عزیز مصرمشرک بود ،حضرت یوسف ع پیامبر خدا از عزیز مصر در خواست کرد که او را رئیس دارایی کشور کند در صورتی که مامون مسلمان است ومن نیز وصی پیامبر هستم نه پیامبر –
در وقتی دیگر فرمود : خدا می داند که مرا بین قبول و قتل مجبور ساختند ...
البته حضرت شرط عدم دخالت در امور نمودند ( محمد محمدی اشتهاردی در کتاب 1سیره 14 معصوم ع به نقل از بحارالانوار ج 49- ص 140)
2- چرا مامون حضرت را به شهادت رساندند ؟
ج: به سبب تذکرات حضرت به مامون در باره روش خاندان برمکی در حکومتش و کینه گرفتنآنها و تحریک مامون به قتل ایشان .
3-چرا حضرت رضا به خوردن انار زهر آلود راضی گشت ؟
زیرا مامون او را به روش دیگری مثلاً شمشیر می کشت و آن گاه قاتلان را دستگیر می کرد و می کشت وخودش بی گناه جلوه می نمود در با روش سم همه می دانستند که حضرت پس از خوردن اجباری انار مسموم شد .
حدیث از ایشان:
. در نیشابور در حالی که بر استری سوار بودند و تماشاچیان تا 20000نفر نوشته اند و به روایتی 24 هزار
برخی از علمای سنی حضرت را قسم دادند چهره بنمایاند (زیر سایبان بودند) مردم را به سکوت دعوت کردند و چون چهره نمود مردم گریستند در این هنگام جضرت فرمودند: حدثنی ابی موسی بن جعفر قال حدثنی ابی جعفر محمد ع از پدر خود تا رسول الله صلی الله علیه و اله نام بردند که فرمود رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
کلمه لا اله الا الله حصار محکم من است کسی که داخل آن شود از عذاب من ایمن است
موکت کمی حرکت کردند و سپس حضرت با صدای بلند فرمودند: بشطها و انا من شروطها
این ایمنی در پرتو توحید شروطی دارد و آن این که من از شروط ان هستم (یعنی توحید با پذیرفتن رهبری حق موجب نجات است نه بدون امامت
نوشته اند که ان جمعیت 24 هزار نفری یا 20 هزار نفری این روایت را نوشتند
(با اقتباس از سیره 14 معصوم محمد محمدی اشتهاردی صص 674-717)
مناظره-1- امام رضا (ع) با جاثلیق در دربار مامون :امام رضا (ع):سفر سوم را بگیر اگر نام محمد(صلی علیه اله ) و اهل بیتش و
امتش بود شهادت بده واگر نبود به نفع من شهادت نده سپس خواند سفر سوم تا رسید به نام النبی رسید امام فرمود بایست.
بقیه در : http://islamyar.blogfa.com/cat-81.aspx
http://hamedanmaaref.blogfa.com/cat-67.aspx
http://islamyar.blogfa.com/cat-82.aspx
http://hamedanmaaref.blogfa.com/cat-65.aspx
حمده(احمد) ملتها خواهد آمد و به شما شالوم (اسلام) خواهد بخشید.
حمده(احمد) ملتها خواهد آمد و به شما شالوم (اسلام) خواهد بخشید
خداوند لشكرها می فرمايد كه تمامي ملل را تكان خواهم داد و حَمِدَه همه ملتها
خواهد آمد و من اين خانه را مملو از جلال خواهم كرد خداوند لشكرها ميفرمايد: كه
نقره از آن من است و طلا از آن من است خداوند لشكرها می فرمايد: كه خانه آخرين من
از خانه اولين من جلال و عزت عظيم تری خواهد داشت و خداوند لشكرها می فرمايد ؛كه در
اين مكان به شما شالوم خواهم بخشيد (حجي 7:2)
در اين بشارت دو نكته قابل توجه است يكی لفظ حمده و ديگری لفظ شالوم
متن عبری حمده:
והרעשתי
את־כל־הגוים ובאו
חמדת כל־הגוים
ומלאתי את־הבית
הזה כבוד אמר יהוה
צבאות׃
׃ تلفظ انگلیسی:
2:7 VHUr'yShThY 'aTh-KL-HGVYM VB'aV ChMDTh KL-HGVYM VML'aThY 'aTh-HBYTh HZH
KBVD 'aMUr YHVH TShB'aVTh
متن عبری شالوم:
גדול יהיה כבוד
הבית הזה האחרון
מן־הראשון אמר
יהוה צבאות ובמקום
הזה אתן שלום נאם
יהוה צבאות
تلفظ انگلیسی:
2:9 GDVL YHYH KBVD HBYTh HZH H'aChUrVN MN-HUr'aShVN 'aMUr YHVH TShB'aVTh VBMQVM
HZH 'aThN ShLVM N'aM YHVH TShB'aVTh
مترجم اين آيات از زبان عبری كسی نيست جز پروفسور عبد الاحد داود اسقف سابق
كليسای كاتو ليك كه به دين مبين اسلام مشرف شده است ايشان در توضيح دو كلمه حمده
و شالوم چنين می نويسد :
حمده از يك ريشه قديمي عربي و دقيق تر بگوئيم آرامي به صورت h m d مشتق گرديده است
.
در زبان عربی نيز فعل حمد از همان ريشهhmd به معنای ستايش كردن آمده است و در
اينكه احمد شكل عربی حمده در زبان عربی است جای كوچكترين ترديدی نيست.
و اما در مورد كلمه شالوم و شلامه بايد دانست كه همه زبان شناسان و كارشناسان
زبانهای سامی می دانند كه شالوم و اسلام هردو از يك ريشه واحد مشتق شده و هر دو به
معنای صلح وتسليم و رضامندی است .[1]
از وبلاگ رضا علوی
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم

یکی از روحانیون مورد اعتماد، از قول دوست روحانی خود، نقل کرد و گفت:
من از حرم مطهر خارج شدم؛ ناگهان به خانمی- که قبل از من از حرم خارج شده بود- در مسیر راه، برخوردم و دیدم همینکه از بست و محیط بارگاه خارج شد، چادرش را از سر برداشته، داخل کیف دستی خود گذاشت.
من که گستاخی او را نتوانستم تحمل کنم گفتم: خانم! مگر حجاب فقط در حرم باید باشد؟
او با کمال احترام و ادب گفت: آقا! من مسلمان نیستم. پرسیدم: پس چه آیینی داری؟ گفت: نصرانی هستم.
گفتم: پس در حرم چه می کردی؟
گفت: آمده بودم از حضرت رضا (ع) تشکر کنم. پرسیدم برای چه؟
گفت: پسرم فلج بود. هرچه او را برای معالجه نزد پزشکان بردم، سودی نبخشید؛ بالاخره با همان حال، به مدرسه رفت.
همکلاسانش او را به معالجه تشویق کردند. او در جواب آنان گفته بود مادرم مرا برای معالجه نزد پزشکان متخصص برده؛ اما سودی نبخشیده است.
همکلاسانش گفته بودند. برو به مادرت بگو، تو را به حرم مطهر حضرت رضا (ع) ببرد تا شفا بگیری.
همینکه پسرم از مدرسه بازگشت. گریان گفت: مادر! گفتی مرا پیش همه ی پزشکان برده ای.
اما هنوز مرا به مشهد امام رضا (ع) و نزد آن امام (ع) که همکلاسانم می گویند مریضها را شفا می بخشد نبرده ای.
گفتم: پسرم! امام رضا مسلمانان را ویزیت می کند؛ به خاطر اینکه ما نصرانی هستیم تو را ویزیت نخواهد کرد.
اما او با اصرار تمام می گفت: تو مرا ببر؛ مرا هم ویزیت می کند؛ ولی من انکار می کردم و باز او اصرار، بالاخره گریان به بستر خود رفت.
چون نیمه شب فرا رسید صدا زد مامان! مامان! بیا! من با شتاب رفتم. گفت: مامان! دیدی آن آقا، مرا هم ویزیت کرد! او، خودش، به خانه ی ما آمد و گفت: به مادرت بگو هر که در خانه ی ما بیاید او را ویزیت میکنیم
.
منبع :
وبلاگ واکسی
ادامه مطلب

