پولس مگر دیوانه است
بنام خدا
مسیحیان علت قائل شدن به خدایی حصرت مسیح را ، خلقت بدون بودن پدر در تشکیل نطفه ایشان و کرامات حضرت عیسی(ع) و نوشته های عهد جدید درمورد پسر خدا بودن عیسی (ع) را می دانند.
البته نوشته های موجود در عهد جدید متضاد اند زیرا که گاه مسیع را بنده خدا و گاه فرزند خدا معرفی می کند و این یعنی پراگنده گویی و تناقض و دروغ بودن یکی از آنها که بر علیه خود کتاب مقدس می باشد چنانچه اگر در دادگاه دو جور حرف زده شود انسان را محکوم می کنند . و این کار بر علیه خود انسان مدرک می شود
گواهی اناجیل در شجره نامه مسیح هم یکجا پسر خدا و جایی دیگر پسری از نسل داوود می دانند . متی در اول انجیل خود نسب نامه مسیح او را ابن داوود می نامد اما مرقس و یوحنا نیز پسر خداو خد ا می دانند
.این
اناجیل تاریخ نوشتنشان از یک قرن تا دو قرن بعد از مسیح گفته اند و در واقع سند آنها اتصال به حضرت مسیح (ع) . ندارد پس دلیلی بر صحت خدایی بشر نمی شوند. بخصوص که خود مسیح در عهدین خدا را پروردگار خود می داند.
و تحریفات فراوان دیگری در عهدین رخ داده است که در وبلاگم موجود است
از نظر قران مسیح خلقتش نظیر حضرت آدم (ع) است که نه پدر داشت و نه مادر. اگر قرار بود کسی بدون والدین بدنیابیآید خدا باشد آدم (ع) هم خداست زیرا مسیح(ع) فقط پدر نداشتت اما در عوض بقیه شرایط مادی تولد را داشت ولی وجود آدم (ع)فقط گل بود و ساخت انسان از گل خیلی سخت تر از ساخت یک انسان ازشرایطی طرف دیگر یعنی مادر هست می باشد راه رفتن با ماشینی که دو چرخ دارد از راه رفتن با ماشینی که اصلا چرخ ندارد آسان تر است
و اگر قرار بود کرامات باعث خدا بودن باشد بقیه انبیا هم کرامات داشتند. مسیح (ع)که بیشتراز حضرت موسی (ع) کرامت ندارد
و اگر قرار باشد وجود کلمات شبهه انگیز
در عهدین باعث خدایی مسیح باشد در کتاب مقدس موسی خدای هارون است اما کسی موسی را خدا نمی داند
مسیح دستشویی می رفت و غذا می خورد این صفات مال مخلوق است .اگر با وجود این صفات کسی خدا شود همه انبیا خدا هستند
از انجیل برنابا بر می آید که در همان دوره تبلیغ مسیح که خودش زنده بود در اثر کارهای خارق العاده مسیح عد ه ای می گفتند او خداست و مسیح از این افکار خیلی غمگین می شد
اما با عوام الناس نمی شود کاری کرد.
.من مسیحم ایهالناس من مسیحم
از دیار عدم آمده ام
گر چه از انوار نورم
از پلیدیها من دورم
پطرسم نور دلم
گوش کن درد دلم
باغ ما را آبیاری کن
از گلهایش نگهداری کن
بی شریعت باغ من پاییز است
بی شریعت همه چیز غم خیز است
اغ
بی شریعت باغ ما ویرانه ا ست
پولس چرا کرده چنین... دیوانه است
باغبانی دیگری باید ولی
از زمین هاجرم او منجلی
خوش زبان و خوش بیان باید بود
ای فارقلیط ای محمد یا محمد
در میان ده هزار مانند ندارد گل عذار
مردی نورانی بود اشتر سوار
بتکده ویران کند در خانه اش
معبدش گرد د همان ویرانه اش
اسم او درآسمان پر می شود
بر زبانها نام او دٌر می شود
از زبان حق همی گوید سخن
قل که گفت یعنی بگو از سوی من
قل هوالله قل اعوذ و قلقل
او محمد خوش سخن چون بلبل
نور اول بوده او اندر ازل
مدح ایشان کرد سلیمان در غزل
قابل توجه است که اشعار فوق زبان حال است گر چه زیاذ از واقعیت دور نیست
زبان حال

دلش دارد شکایات وسیعی
زتحریف فتاده بر مسیحی
امید دارد که نور دیگر آید
گره از کار مردم وا نماید
محمد آید از صحرای فاران
به همراه هزاران از یاران
جلالی مر دهد عیسای مریم
براندقایقی دیگر بر این یم
اقانیم ثلاث را باز نماید
به اوج این ثلاث پرواز نماید
نماید که مسیح عبد خدا است
الوهیت زایشان سخت جدا است
بود روح القدس مرعبد ایشان
چرا گفتید سخن های پریشان
از این حرف پریشان دور گردید
الهی وارد این طور گردید
مسیح عبد خدا مرد عبادت
زکار جاهلان دارد شکایت
مرا از پولس بسی شکوائیه باشد
به نور مذهبم او سایه باشد
بیائید عقلتان بیدار نمایید
پس آنکه با مسیح دیدار نمایید
ثثلیث از نظر قران کفر است
بنام خدا
سلام بر آل محمد (ع)
برای فهم بهتر تثلیث به آدرس داده شده مراجعه شود
http://islamyar.blogfa.com/cat-39.aspx
حال به دیدگاه قران نگاه می کنیم:
مسیح خدا نیست
آنهایی که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است کافر شدند. در حالی که مسیح می گفت: ای بنی اسرائیل خدای یگانه که پروردگار من و شماست بپرستید که هر کس به خدا شرک آوردخدا مسلماً بهشت را بر او حرام کرده است .و جایگاه او جهنم است
مسیح یکی ا ز سه خدا هم نیست:
به تحقیق کسانی که گفتند خدا سوم سه {خدا }ا ست کافر شدند .. اگر از آنچه می گویند دست بر ندارند عذاب درد ناکی به آناناز ایشان که کافر شدند خواهد رسید
مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود .. ومادرش زنی بسیار درستکار بود و هردو غذا می خوردند {در نتیجه دستشویی می رفتند خوب خدا دستشویی ندارد }
بنگر چگونه آیات خود را برای آنان توضیح می دهیم آنگاه ببین چگونه منحرف می شوند.
تا اینجا دیدیم که تثلیث امر الهی نیست و حتی کفر است .
ابطال تثلیث را در این آدرس ببینید
مقالات ادبی قصه های قران
بنام خدا
http://islamyar.blogfa.com/cat-298.aspx= جغرافیا در قصه قران
http://islamyar.blogfa.com/cat-300.aspx= داستان چیست؟
http://islamyar.blogfa.com/cat-299.aspx= ادبیات قصه نویس در قران
از کتاب اشارات فنی به قصه های قران
ع.و اسد آبادی
بنام خدا
قران کتابی آسمانی است که بر شخصی درس نخوانده و نانوشته نازل شده است در کتابهای آسمانی قبل از خودش از آمدن رسولی که از خود سخن نمی گوید و خوش سخن است و از عربستان (فاران) می آید سخن رفته است. او رسولی بت شکن است که پیروانش صدایشان در صحراها می پیچد و کتف به کتف هم عبادت می کنند . خانه اش عبادتگاه ش نیز می باشد. او احمد است. واو مشکل عیسی مسیح را حل می کند شریعت او آتشین (جهاد با شمشیر دارد) بوده و....در قرانش علم روز مسائل اجتماعی و غیره موجود است و از انحرافات ادیان توسط دنیا پرستان پرده بر داشته است.
در این قسمت نگاه قران به مسیحیت را بر رسی می کنیم
1- بحث توحید
2- مسیحیان برای اولین بار بعد از مسیح و بعد از حواریان دچار انجرافی در مذهب خود توسط پولس شدند . او برای مقبولیت مسیحیت برای ملل غیر یهودی اوامر شریعت را حذف نمود و این امر گرچه باعث گسترش مسیحیت شد و در عمل باعث بی خاصیت شدن آن نیز شد. و امروز در خود اروپا مسیحیت را دین دور از منطق و عقل می دانند
3- در مورد خدا نیز دچار تثلیث که عقیده رومیان بوده قرار گرفت
4- قران در سوره توحید خیلی خلاصه و در سوره های دیگر مفصل پرده از این خیانت ها را بر می دارد
5- قل هوالله احد خدا یکی است (سه تا نیست )
6- الله الصمد خدا بی نیاز است ( احتیاج به غذا مکان زمان خالق شریک و... ندارد در حالی که عیسی( ع )به همه اینها احتیاج داشت)
7- لم یلد و لم یولد خدا نزاییده و زاییده نشده(مسیح زاییده شده است)
8- و لم یکن له کفو ا احد . احدی همتای خدا نیست ( در تثلیث هر سه خدا هستند و مستقل می باشند)
با این سوره کوتاه عمده اشتباهات پولس و مسیحیان منحرف از مکتب حضرت عیسی (ع) مشخص شده است
مقاله زیبایی در باره پولس
جا ن بی ناس می نويسد: پولس حواری را غالبا دومين موسس مسيحيت لقب داده اند و مسلما او در اين راه تلاش بسيار کرد و فرقه طرفداران اصول و شرايع را مغلوب ساخت ولی اهميت او بيشتر ازاين جهت است که وی اصول الهيات و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد که سبب شد نصرانيت عالم گير شود. از اين جهت بزرگ ترين خدمت را در تحول غربی، پولس انجام داده است[12]. او صريحا اعلام کرد که ديگر عمل ختان وجوبی ندارد و همچنين رعايت حلال وحرام در طعام وشراب ضرورت نخواهد داشت و افراد بشر را به نجس وطاهر نبايد تقسيم کرد و در سراسر قضايا فرقه متعصبان و پای بندان به شريعت موسوی در کليسای اورشليم با پولس حواری اختلاف و نزاع پیدا کردند.[13]
از جمله کسانی که عقيده دارند مؤسس حقيقی مسيحيت کنونی نه حضرت مسیح که پولس است، دانشمندانی چون بيری و ويلز است. ويلز در کتاب Out lin of history می گويد:" بسياری از دانشمندان معاصر پولس را مؤسس حقيقی مسيحيت می دانند"[14].
بر اثر تحريفاتی که پولس در مسيحيت به وجود آورد ، از همان ابتدا حواريون با وی به مخالفت برخاستند.
اختلاف میان پولس و پطرس تا آنجا گسترده بود که کليسای رم در سال ۹۵ م. مجبور به مداخله جهت پايان بخشيدن به اختلافات اين دو جناح شد. پولس که حضرت عيسی(ع) را درک نکرده بود و نزد هيچيک از حواريون وی هم شاگردی نکرده بود تا مسيحيت را از آنان بياموزد، برای آنکه تعليماتش زيرسئوال قرار نگيرد که تو این تعلیمات را از کجا آورده ای , ادعا میکرد
بقیه مطلب در وبلاگ مسحیت سید محمد احسانی ببینید
http://www.sayedehsani.blogfa.com/




