مقالاتی زیبا در تطبیق اسلام و مسیحیت
با دیدگاه تقریب بین ادیان را در این آدرس ببینید
http://www.ways-of-christ.com/print/fa.pdf
نقد شعر باران روح ایلیای مسیحی
باران دوباره بارید
از عشق بر سر من
جانم دوباره تر شد
از لطف سرور من
در آتش گناهم
میسوختم شب و روز
تعمید روح او شست
آن جرم آخر من
باران دوباره بارید
این بار از نگاهم
از شادی حضورش
همواره در بر من
در روح بر زبانم
این نکته آید از نو
اوست آن شبان نیکو
ایستاده بر در من
گویم به هر زبانی
عیسی خدا ی یکتاست
نیست غیر از او خدایی
این است باور من....
جواب به ایلیا
عیسی خدا نباشد
بخوان مقالت ما
اگه چه شب نخفتی
خالق مخلوق نگردد
عیسی نماز که می خواند
کی پرستید ؟نگفتی
خود پرست بود یا خدا
یا که هر دوجفتی
توبه از افکار شرک
فتوای دیگه مفتی
با آن که مسیح (ع) تاکید شدید بر رعایت شریعت خودش نمود ولی افراد ناشی مکتب ندیده باعث حذف شریعت شدند . در ابتدا این کار برای جذب ملل غیر مسیحی بود و بعد ها هم ادامه یافت تا حال نیز شریعت حذف شده و باعث آلوده گی جامعه مسیحیت به گناه شدند .
حال یک مسیحی معتقد باید در سر این دو راهی قرار بگیرد
1-حرفهای کتاب مقدس گوش کند یا حرفهای پولس
2- در کتاب مقفدس هم تناقضاتی موجود است که برخی از آنها با سخنان پولس می سازد و برخی با مطالب مسیح
در قران مجید و فقه اسلام برای این نوع موارد راه حل وجود دارد .
مثل بر رسی سند روایت و اگه راوی آدم عادلی نباشد به اعتبار روایتش لطمه می زند و
اگه مخالف کتاب قران باشد روایت اعتباری ندارد.
اما مسیحیان چه باید بکنند
راه حل
1-عقل حجت خداست و محاله خداوند بر خلاف دین واقعی حرف بزند پس با عقل می توانند برخی از تناقضا ت را بشناسند و حذف کنند
2- شرع واقعی
بر رسی کنند ببینند کدام مورد با شریعت واقعی می سازد
مثال: یک جا ایمان و عمل را لازم می دانند
در جایی دیگر فقط اقرار به مسیح کافی می دانند
بالاخره نمی شود هر دو صحیح باشد
باید ببینند کدامیک حرف مسیح است بگیرند و کدامیک حرف حواریون است رد کنند زیرا حواری بر علیه حرف مسیح حرف نمی زند و دست تحریف را باید جست . مگر در مواردی که جانشین مسیح یعنی پطرس توضیح انجیل داده باشد بشرط آن که ضد سخن مسیح نباشد
مثال ۱-:
. اگرتصور کنید که با ختنه شدن و انجام احکام مذهبی می توانید مقبول خدا شوید در ان صورت مسیح دیگر نمی تواند شما را رستگار کند .(غلاطیان 5: 2)
.
ولی مسیح بر علیه حرف پولس فرموده است
گمان مبرید که من آمده ام تا تورات و یا صحف انبیاء را باطل سازم .. بلکه( آمده ام ) تا تمام کنم . زیرا هر آیینه به شما می گویم ....همزه یا نقطه ای از.. تورات هر گز زایل نخواهد شد .. هر کس یکی از کوچکترین این احکام را این احکام را بشکند در آسمان کوچکترین شمرده می شود
متی 3-2:.3-1 همچنین ببینید متی 5:.19 .
پس پولس کوچکترین در اسمان شمرده می شود زیرا ختنه که حتی خود مسیح انجام داد حذف کرد و شریعت را تعطیل کرد این شاهکار وی بود
او با ادعای دیدن مسیح شریعت چند هزار ساله انبیا را دیلیت نمود
حال باید از ریسای کلبین تاریخ اونو در آورد
مثال ۲-
رساله یعقوب 2 : 14-26
ای برادران من چه سود دارد اگر کسی گوید ایمان دارم وقتی عمل ندارد آیا ایمان می تواند او را نجات دهد .... هم چنین ایمان اگر عمل ندارد در خور مرده استن ... شیاطین نیز ایمان دارند و می لرزند ...همچنان که بدن بدون روح مرده است هم چنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است
حال یک مسیحی محقق در می ماند از کی گوش کند از مسیح یا از پولس
اصلاْ پولس مخالف مسیح فرموده کی می خواهد با پولس محشور شود در قیامت حرف پولس گوش کنه و هر که مسیح را خواهد حرف مسیح یا شریعت را گوش کند
حمِدت من عظمت مِنته، و سبغت نِعمته، و سبقت رحمته، و تمت کلِمته، و نفذت مشیته، و بلغت حجته، و عدلت قضیته، و حمِدت حمد مقِرٍ بِربوبیتِهِ، متخضِعٍ لِعبودیتِهِ، متنصِلٍ مِن خطیئتِهِ، معترِفٍ بِتوحیدِهِ، مستعیذٍ مِن وعیدِهِ، مومِلٍ مِن ربِهِ مغفِرهً تنجیهِ، یوم یشغل عن فصیلتِهِ و بنیهِ، و نستعینه، و نسترشِده، و نومِن بِهِ، و نتوکل علیهِ، و شهِدت له بِضمیرٍ مخلِصٍ موقِنٍ، و فردته تفرید مومِنٍ متقِنٍ، و وحدته توحید ...
.
.
.
ستایش می کنم کسی را که منتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.
منبع:http://javad-mogaddam.blogfa.com/post-192.aspx
ادامه مطلب
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
.
.
.
معنا
ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
منبع:http://javad-mogaddam.blogfa.com/post-192.aspx
ادامه مطلب
همانا من دو امانت در بین شما می گذارم.کتاب خدا و عترتم

جریان این ماجرا را در تاریخهای زیر ببینید
۱- بلاذری متوفای ۲۷۹
۲- طبری-
۳- عقد الفرید ۴- ابن قتیبه در الامامه و السیاسه ۵- ابن شحنه در حاشیه کامل ابن اثیر
۶- جوهری در سقیفه
۷- ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه
مسعودی در اثبات الوصیه
...همه از اهل تسنن اند


