تبليغاتX
islamyar.com اسلام آيين برادري سايت شد
اسحاق یا اسماعیل .............................................. افشاگر یا نیکای جدید نوشته ................................. لطفا مسمانان پاسخ دهند که چرا ادعا دارند انتخاب خدا اسمائیل بوده در حالی که پسر موعود اسحاق بود؟ چرا از این 124 هزار پیامبر چندتایی در قرآن نیست که از نصل اسمائیل باشند و همه از نصل اسحاقند و کپی تورات است؟ ما میگوییم پاسخ خداوند کار به کار عظیم ابراهیم عیسی بود شما می گویید اینچنین نیست چرا خداوند شما خودخاهانه از ابراهیم محبت یکسویه می خواهد؟ ................................................................................................ ........................................................................................................ جواب یارعلی : می دانیم که در تورات سال تولد اسماعیل 86 سالگی ابراهیم است(پیدایش 18 آیه 16 ) حال تولد اسحاق را بنگر که در صد سالگی ابراهیم بوده است(پیدایش 21آیه 6 ) یعنی 14 سال تفاوت سن دو پسر یعنی قبل از تولد اسحاق یگانه پسر زنگی می کرده در زمان اسحاق دو پسر بوده نه تنها پسر اکنون به عبارت زیر نگاه کنید: خداوند می گوید به ذات خودم قسم می خورم که چون این کار کردی و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی هر آینه برکت دهم تو را و ذریت تو را کثیر گردانم مانند ستارگان ....و از ذریت تو جمیع امتهای زمین برکت خواهند یافت ...(پیدایش 23 آیه 17-19) اکنون می بینیم که پسری که ذبح شده تنها پسر بوده زیرا نوشته یگانه پسرت (و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی ) و می دانیم اسماعیل 14 سال بزرگتر بوده از اسحاق خود قضاوت کن ذبیح کی بوده است دلیل دوم ما این سخن مرحوم حاجی بابای قزوینی است که مسلمان شد ونوشت : آن که فرمود نسل و ذریت تر نتوان شمرد و بنی اسرائیل همیشه طایفه محصوری بوده اند و چند بار به شمارش در امدند دوم وعده فرمود کل زمین به ذریه تو خواهم داد هر گز بنی اسراییل کل زمین به تصرف نداشته اند بلکه هر گز به حوالی فرات عبور نکردند چه رسد به آنجا مسلط شوند قابل ذکر است به هاجر گفتند در سفر پیدایش 10-12 که بسیار گردانم نسل ترا که شمرده نتواند شد..از بسیاری دوماً شاید اگه از نسل اسماعیل غیز رسول اسلام رسولانی می امد امروز در تعیین اون که وعده داده شده به اشکال بر می خو رد دوماض مهم اینه که ادامه با کی باشه که دنیا بدست اونا عدل ببیند ادامه دارد
نوشته شده توسط یارعلی در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 11:39 بعد از ظهر | لینک ثابت |
یکی از مسیحیان به نام افشاگر در وبلاگش به سه مطلب در باره اسلام انتقاد نموده ................................................................................ 1- دستشویی با پای چپ وارد شدن 2- ازدواج رسول الله ( ص و اله) 3 - بودن انبیای زیاد از نسل اسحاق ع جواب ایشان اینها دستور خدا بوده و رسول ایشان بی رضای خدا چیزی انجام نمی دهد و احکام در هر زمانی ممکن است متفاوت شود چنانچه زمان موسی ع با مسیح ع احکامش متفاوت است 2- فلسفه احکام شریعت را ممکن است برخی از آنها بفهمیم و برخی علم هزار سال بعد بفهمد اما اصو ل دین را با تحقیق باید فهمید شما اگه دکتر بری و قرص های مختلف یا شیاف بده به دکتر فوش می دهی چون فلسفه اون را نمی فهمی فروع دین همین طوره نماز چهار هزار حکم داره - شما مسیح ها چون در اصول دین گیر کرد ه اید سراغ ریزه ها می گرددید تا مشکل خودتان نا پیدا بماند اصول دین شامل توحید = خدا یکی است 2- نبوت- 3- معاد .... ا ین موارد باید یقینی باشد متاسفانه شماها روی مسائلی مثل دستشویی با پای چپ رفتن را که حتما منشا علمی داره بحث می کنی باید اول ثابت نمود که عیسی ع خدا بوده یانه اگه خدا بوده چرا خودش نگفت و پیامبران قبلی نگفتند که پیامبری می اید که در اصل خداست - چرا ایشان مورد تمسخر شیطان و ازمایش او قرار گرفت - اگه خدا بوده چرا عبادت می کرد چه کسی را می پرستید - از ترس چه کسی گریه می کرد معنا ندارد کسی از خودش بترسد - خدای ضعیفی که کشته می شود بعد برای این که مشگل حل کنند می گویند فدای ما شد چرا گذاشت فدا بشه آروش رفت نهایت ضعف در خدای مسیحی وجود داره ادامه دارد در باره نسل اسماعیل و نبوت و امامت
نوشته شده توسط یارعلی در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 7:47 بعد از ظهر | لینک ثابت |
در جلسه دادگاهی وبلاگم بدو ن وکیل بیا کمک ................................................... بنام خدا ......................................... لطفاً نظرات خود را در نقاط ضعف وبلاگم بنویسید ...................................................... چه اثار منفی یا مثبتی وبلاگم در خود شما ایجاد نموده یا در دیگری .................................................................................. این نوشته چه قضاوتی در مورد نویسنده در شما ایجا د نموده است
نوشته شده توسط یارعلی در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 2:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سلام آقا جان باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام... می‌بینی مرا؟... همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه... کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد. همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است... آه... از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بی‌قرار... هنوز امیدوارم... نه به اندازه صبح... به اندازه یک مژه بر هم زدن... به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده... شاید بیایی از پس آن درخت... آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده... بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است... لبخندت چقدر زیباست... مردم از کنارم می‌گذرند و به اشک‌هایم می‌خندند... شاید دیوانه‌ام می‌پندارند... باک نیست!... بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی... آخ... غروب شد آقا... دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید... بید مجنون می‌رقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته... سردم می‌شود... ای کاش بودی و با عبایت شانه‌های ارزانم را گرما می‌بخشیدی... از خدا بخواه زنده‌ام نگاه دارد... وعده من و شما جمعه دیگر... همین‌جا... کنار خرابه دل... چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست ... نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شده‌ام مشکی پررنگ... پرکلاغی... آی که دستت می‌رسد کاری بکن! تشنه‌ام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام... می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری. صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمی‌دانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام... دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی. آقا جان دست دلم را بگیر... همان که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود... «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است». http://www.entezare11.blogfa.com/ منبع: فصلنامه عصر آدینه- شماره اول
نوشته شده توسط یارعلی در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 9:32 بعد از ظهر | لینک ثابت |
چه گناهانی باعث فشار قبر می‌شوند؟ و برای‎ ‎دوری از آن چه باید كرد؟ عواملی كه موجب فشار قبر می‌شود ‏2ـ سخن‌چینی‌،‎ 3- مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهیز نكردن از بول‎.‎‏(3 4- یاری نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه یكی‎ ‎از علمای بنی‌اسرائیل از ‏دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او یك بار نماز‎ ‎را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از ‏كنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نكرده‎ ‎بود(4). 5- ضایع نمودن نعمت‌های الهی‎: ‎حضرت پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن ‏كفاره تباه نمودن نعمت‌ها از‎ ‎ناحیه‌ی اوست». (5) عواملی كه باعث‎ ‎كاهش یا رفع فشار قبر می‌شود(6)‏‎ ‏1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسی كه نماز شب بخواند و‏‎ ‎در ‏قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده می‌شود.» و امام‎ ‎باقرعلیه ‏السلام فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او ‏نمی‌رسد».(7)‏‎ ‏2ـ صدقه و نماز مخصوص. (8)‏‎ ‏3ـ نماز وحشت، این نماز بسیاری از مردگان‎ ‎را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است ‏كه حكایات عجیبی در داستان‌های شگفت شهید‎ ‎دستغیب در این باره موجود است كه ‏می‌توان به آن مراجعه نمود‎.‎‏ (9)‏‎ ‏4ـ حج نمودن، دو روایت است كه هر كس چهار‎ ‎مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او ‏برداشته می‌شود. (10)‏‎ ‏5ـ خواندن بعضی از سوره‌های قرآن: علی(ع) می‌فرماید‎: ‎‏«هر كس در هر جمعه سوره ‏نسا را تلاوت كند از فشار قبر امان می‌یابد». (11) سوره‌های زخرف، یاسین، تكاثر و ‏تبارك، نیز‎ ‎در این مورد سفارش شده‌اند‎. ‏6‏‎- ‎این كه مرگ انسان در روز جمعه باشد‎. 7- ‎ریختن آب روی قبر‏‎. و... . ________________________________________ ‏1- میزان الحكمه 10 جلدی، ج 3، ص‎ 178. ‏2- بحارالانوار، ج 78، ص‎ 259. ‏3- همان، ج 75، ص 265‏‎. ‏4- ثواب الاعمال، ص 111‏‎. ‏5-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 6، ص 221‏‎. ‏6-‏‎ ‎با استفاده از كتاب «عالم‎ ‎برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ‏نبوی‎. ‏7-‏‎ ‎همان، ج 85، ص 107‏‎. ‏8-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 91، ص 219‏‎. ‏9-‏‎ ‎حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی‎. ‏10- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص‎ ‎‏217، روایت 2209، باب 2‏‎. ‏11- وسایل الشیعه، ج 7، باب 54، ص 409، روایت 9714‏‎
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یارعلی در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 9:21 بعد از ظهر | لینک ثابت |
احترام امامان بر زينب(س) يحيي مازني مي‌گويد: من مدت و زمان بسياري در مدينه در جوار و همسايگي علي‌بن ابي‌ طالب (ع) و نزديك خانه‌اي كه زينب در آن زندگي مي‌كرد بودم. به خدا سوگند هرگز بدن و روي زينب را نديدم و صدايش را نشنيدم. هرگاه مي‌خواست به زيارت قبر جدش رسول خدا (ص) برود، شب مي رفت و امام حسن(ع) جانب راست و اما حسين(ع) جانب چپ و اميرالمؤمنين (ع) در جلوي او حركت مي‌كرد؛ و هنگامي كه به قبر شريف مي‌رسيدند اميرالمؤمنين(ع) از زينب(س) پيشي مي‌گرفت و چراغ را خاموش مي‌كرد و يكبار امام حسن(ع) سبب آن را پرسيد، امام علي(ع) فرمود: «اخشي ان ينظر احد الي شخص اختك زينب». مي‌ترسم كسي به شخص خواهرت زينب نگاه كند. هنگامي كه امام حسن(ع) شنيد خواهرش زينب(س) مي‌آيد، درحالي كه سخت بيمار بود و پاره‌هاي جگر آن حضرت داخل تشت مي‌ريخت، فرمان داد كه تشت را بردارند، زيرا نمي‌خواست خواهرش با ديدن آن ناراحت و افسرده گردد. برخي نوشته‌اند: «ان الحسين(ع) كان اذا زارته زينب، يقوم اجلالاً لها و كان يجلسها في مكانه» هرگاه زينب(س) امام حسين(ع) را زيارت و ديدار مي‌نمود آن حضرت براي تعظيم و بزرگداشت خواهرش بپا مي‌ايستاد و او را در جاي خود مي‌نشاند. علامه سيدجعفر آل بحرالعلوم طباطبائي در كاب «تحفه العالم» دربارة زينب(س) چنين اظهار مي‌دارد: و يكفي في جلاله قدرها و نباله شأنها ماورد في بعضي الاخبار من انها دخلت علي‌الحسين(ع) و كان يقرأ القرآن فوضع القرآن علي‌الارض و قام لها اجلالاً. در جلالت قدر و بزرگي و برتري مقام و شأن او، كافي و بس است، آنچه در برخي اخبار رسيده كه زينب بر حسين(ع) وارد شده و امام قرآن مي‌خواند، پس حضرت (چون ديد زينب آمد) قرآن را بر زمين نهاد و براي اجلال و بزرگداشت او بپا ايستاد. منبع: madahi.net
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یارعلی در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 8:31 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
" style=color:#678>Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar